X
تبلیغات
داروسازی
آخرین دست آورد های دارویی

بیماری کمبود G6PD یا فاویسم  یک بیماری شایعی است. اغلب پزشکان متخصص کودکان در اوایل دوران نوزادی تست بررسی کمبود G6PD یا فاویسم را برای نوزاد درخواست می کنند تا تکلیف نوزاد از نظر این بیماری مشخص گردد. در ویزیت بچه های مبتلا به این بیماری گاهی اوقات هم پزشک و هم والدین از نظر ذکر ابتلا کودک به این بیماری در هنگام تجویز دارو دچار کوتاهی شده ممکن است در موارد نادر باعث بروز مشکلات جدی گردد.
لیست داروهای زیر که در نوع خود کامل ترین لیست داروهای منع مصرف و یا مصرف با احتیاط در بیماری کمبود G6PD و فاویسم است جهت پزشکان و والدین گرامی که توسط یکی از دانشگاه های کشور تهیه گردیده است، حضورتان تقدیم می گردد. در ادامه به توضیح کامل بیماری فاویسم می پردازیم:

G6PD یا (Glucose-6-phosphate dehydrogenase) یک آنزیمی است که گلبول قرمز را از آسیب اکسیداتیو داخل سلولی هموگلوبین محافظت می کند. در حالت طبیعی وقتی گلبول قرمز با داروها و سموم تولید کننده رادیکال اکسیژن مواجه می شوند، فعالیّت این آنزیم تا چند برابر افزایش یافته و باعث افزایش تولید گلوتاتیون شده و این ماده از تخریب هموگلوبین و غشای گلبول قرمز توسط مواد اکسیدان جلوگیری می کند. تاکنون بیش از ۴۰۰ نوع G6PD شناخته شده که این امر سبب تنوّع زیادی در شدّت بالینی بیماری از یک کم خونی بدون مواجهه با عوامل اکسیدان (مثلاً در مدّت کوتاهی بعد از تولّد)، کم خونی در اثر مواجهه با اکسیدان های خفیف یا شدید و تا نوعی که بدون هیچ اختلال بالینی مشخص می شود.

بعضی از انواع G6PD:

  1. G6PD-B: نوع طبیعی آنزیم G6PD به نام G6PD-B نامیده می شود.
  2. G6PD-A: بسیاری از سیاهپوستان آمریکایی دارای G6PD-A بوده این آنزیم تنها در یک اسید آمینه با نوع طبیعی تفاوت داشته و معمولاً عملکرد طبیعی دارند.
  3. -(-G6PD-(A: دسته دیگری هستند که فقط ۱۵% آنزیم G6PD طبیعی فعالیّت دارند. و در ۱۵% سیاهپوستان آمریکایی دیده می شود. در این نوع از آنزیم ها، فعالیّت آنزیمی G6PD در گلبول های قرمزی عمرشان به ۴۰ روز میرسد سریعاً کاهش می یابد.
  4. G6PD-Med: که در ناحیه مدیترانه دیده شده شدیدتر از همۀ انواع می باشد.
  5. ….

بیشترین شیوع این بیماری در افریقا، بعد آسیا خصوصاً در ناحیه مدیترانه دیده می شود. ژن G6PD روی کروموزوم X قرار دارد (صفت وابسته به جنس). مردان مبتلا (همی زیگوت) ژن غیر طبیعی را از مادران خود به ارث می برند. زنان فقط هنگامی که هر دو کروموزم X دارای ژن G6PD باشند دچار علائم خواهند شد (زنانی که دارای یک کروموزوم X مبتلا باشند معمولاً سالمند).

شدت بیماری G6PD به مقدار کمبود این آنزیم بستگی دارد:

  • کمتر از ۱۰% طبیعی، بیماری شدید.
  • بین ۱۰% تا ۶۰% طبیعی، بیماری با شدّت متوسط
  • بیشتر از ۶۰% طبیعی، علایم ندارند

۱۰ تا ۱۵% سیاهپوستان آمریکایی به این بیماری مبتلا هستند. فرد بیمار(که دچار کمبود G6OD است) در هنگام مواجهه با مواد اکسیدان (بعضی از داروها، عفونت و باقلای مازندرانی) سبب تخریب هموگلوبین و در نتیجه رسوب آن در گلبول قرمز و ایجاد اجسامی بنام هاینز (Heinz Bodies) می نماید، این مواد اکسیدان در ضمن سبب آسیب غشای گلبول قرمز نیز می شود؛ گلبول قرمز آسیب دیده سبب همولیز داخل عروقی (که بصورت هموگلوبین در ادرار دیده می شود) و هم سبب همولیز خارج عروقی (که بصورت بزرگی طحال و زردی نمایان می شود) می گردد.

بیماریها و داروهایی که خطر همولیز در کمبود G6PD دارند:

Diabetic acidosis
Acute Renal Failure
Hepatitis
Fava Bean
Class Drug

Sulfonamides Sulfacetamide

  • Sulfamethoxazole
  • Sulfanilamide
  • Sulfapyridine

Antimalarials Primaquine

  • Chloroquine
  • Pamaquine
  • Pentaquine

Urinary agents

  • Nitrofurantoin
  • Nalidixic acid
  • Phenazopyridine

Miscellaneous antibiotics

  • Ciprofloxacin niridazole
  • Norfloxacin
  • Chloramphenicol

Mothballs:  Naphthalene
Miscellaneous

  • Vitamin K analogs
  • Methylene blue
  • Acetanilid
  • Doxorubicin
  • Isobutyl nitrite
  • Phenylhydrazine

علائم بالینی

بیماران مبتلا به کمبود به G6PD زمانی که در معرض عوامل اکسیدان قرار می گیرند دچار حملات لیز گلبول قرمز می شوند؛ علایم بیماری شامل کسالت، بی حالی، درد شکم و یا دردکمر. تهوع و استفراغ و پس از چند ساعت تا ۲ تا ۳ روز (التبه شروع علایم در کودکان ناگهانی است) بیمار دچار زردی و ادرار تیره رنگ می شود (نشانه وجود هموگلوبین در ادرار). در بسیاری از موارد حتی در موارد شدید حملات، بیماری خودمحدود شونده و بهبود می یابند (ظرف ۳ تا ۴ روز). بسته به شدّت لیز هموگلوبین در جریان حمله بیماری ظرف ۳ تا ۶ هفته هموگلوبین بیمار به سطح نرمال می رسد.

مهم ترین خطر این بیماری نارسای حاد کلیه (ARF) خصوصاً در کودکان است. کم خونی معمولاً از نوع Normocytic و Normochromicو هموگلوبین بیمار گاهی به ۴ g/dl و حتّی کمتر نیر می رسد، هموگلوبینمیا (وجود هموگلوبین در جریان خون)، هموگلوبینوریا (وجود هموگلوبین در ادرار) و کاهش یا فقدان هاپتوگلوبین پلاسما.

در اسمیر خون محیطی Anisocytosis, Polychromasia و Spherocytesو Heinz Bodies و در موارد شدید حملات Poikilocytosis, Hemighosts, Blister Cells, Bite cells نیز قابل مشاهده است. شمارش گلبول قرمز ممکن افزایش یابد (البته با برتری گرانولوسیت ها)، شمارش پلاکت ها نرمال، افزایش یا کاهش دارد. بیلی روبین غیرگونژگه افزایش، انزیم های کبدی معمولاً طبیعی اند.

g6pd-blood-smear-5-yrboy-activefavism

فاویسم (Favism):

8% نوزادان گیلانی به کمبود G6PD مبتلا هستند. مهم ترین و شدیدترین شکل آنمی همولتیک ناشی از کمبود G6PD است؛ این بیماری در هر سنی اتفاق می افتد، ولی بیشتر در کودکان دیده می شود. شروع بیماری در بچه معمولاً با بی قراری سپس تب، درد شکمی، اسهال و گاهی اوقات استفراغ اضافه شده و نهایت بی حال (lethargic) می شوند. هموگلبینوریا ظرف ۶ تا ۲۴ ساعت پس شروع علایم می شود. در معاینه فیزیکی رنگ پریدگی، تاکی کاردیا، زردی و بزرگی کبد قابل مشاهده خواهد بود.در موارد شدید بیماری شوک هیپوولمیک و موارد خیلی نادر نارسایی قلبی نیز مشاهده شده است.

علّت فاویسم به خاطر وجود دو ماده ویسین (Vicine) و کان ویسین (Convicine) در باقلای مازندرانی (Fava Bean یا Vicia Faba) است که در بدن تحت روند اتواکسیداسیون تولید رادیکال های آزاد اکسیژن می نمایند. باید توجّه داشت که همه اشکال تهیه شده باقلا (پخته، خشک و بوی آن) ایجاد همولیز می نمایند. سایر باقلا ها این مشکل را ندارند. بالغین مبتلا به دلایل نامعلوم دچار حملات حاد فاویسم نخواهند شد (البته به مقدار و کیفیّت باقلای خورده شده نیز بستگی دارد).

درمان:

در موارد خفیف بیماری پس از قطع مصرف باقلا علایم پس از ۳ روز برطرف می شود. درصورتی که بیمار هر کدام از علایم زیر را داشته باشد باید در بیمارستان بستری گردد:

  1. هموگلوبین بین ۷ تا ۹ g/dl باضافه هموگلوبین ادراری ۲ تا ۳ پلاس (+).
  2. هموگلوبین کمتر از ۷ g/dl
  3. استفراغ

بیماران بستری شده:

  1. NPO
  2. سرم تراپی به مقدار یک و نیم برابر Maintenance (سرم DW 5% + Na Cl 5%)
  3. مصرف بی کربنات مورد بحث است (بیشتر در موارد شدید بیماری وقتی که PH ادرار کمتر از هفت و نیم باشد).
  4. نیازی به مصرف پتاسیم نیست
  5. مصرف ویتامیم E مورد بحث است.

اندیکاسیون تجویز خون:

  1. هموگلوبین اگر کمتر از ۷ باشد
  2. هموگلوبین اگر بین ۷ تا ۹ باشد باضافه همولیز
  3. بیمار بستری شده در صورتی که:
  4. هموگلوبین ادرار ۴ پلاس باشد باید هر ۱ تا ۲ ساعت هموگلوبین ادرار آزمایش شود
  5. هموگلوبین ادرار ۲ پلاس باشد باید هر ۴ ساعت چک شود
  6. هموگلوبین ادرار ۱ پلاس باشد هر ۶ تا ۸ ساعت چک شود

زمان ترخیص:

  • حداقل ۲۴ ساعت هموگلوبین بیمار ثابت بماند
  • یا ۲۴ ساعت هموگلوبینوری نداشته باشد.


و اما لیست کامل داروهای ممنوعه و با احتیاط  در فاویسم :

drugs to avoid in G6PD Deficiency

No

Name

Risklevel

1

Acetanilide (Acetanilid)

High

2

Acetylphenylhydrazine (2- Phynylacetohydrazide)

High

3

Aldesulfone Sodium (Slfoxone)

High

4

Aminophenazone (Aminopyrine)

Low

5

Antaozoline (Antistine)

Low

6

Arsine

High

7

Ascorbic Acid

Low

8

Beta- Naphthol (2-Naphthol)

High

9

Chloramphenicol

High

10

Chloroquine

High

11

Ciprofloxacin

High

12

Colchicine

Low

76

Cotrimoxazal

High

13

Dapsone (Diaphenylsulfone)

High

14

Dimercaprol

High

15

Diphenhydramine (Difenilhydramine)

Low

16

Dopamine (L- dopa)

Low

17

Doxorubicin

High

18

Furazolidone

High

19

Glibenclamide

High

20

Glucosulfone (Glucosulfone Sodium)

High

21

Isobutyl Nitrite

High

22

Isoniazid

Low

23

Menadiol Sodium Sulfate (Vitamin k4 Sodium Sulfate)

High

24

Menadione (menaphtone)

High

25

Menadione sodium bisulfate (Vitamine K3 Sodium Bisulfite)

High

26

Mepacrine (Zuinacrine)

High

27

Mesalazine -5-Aminosalicylic Acid (Paraminosalicylic acid)

High

28

Methyltioninium Chloride (Methylene Blue)

High

29

Nalixic Acid

High

30

Naphthalene, Pure (Naphtalin)

High

31

Niridazole

High

32

Nitrofural (Nitrofurazone)

High

33

Nitrofurantoin

High

34

Norfloxacin

Low

35

O-Acetylsalicylic Acid (Acetylsalicylic Acid)

High

36

Oxidase, Urate (urate Oxidase)

High

37

Pamaquine

High

38

Para- Aminobenzoic Acid

Low

40

Pentaquine

High

41

Phenacetin (acetophenetidin)

High

42

Phenazone (antipyrine)

Low

43

Phenazopyridine

High

44

Phenylbutazone

Low

45

Phenytoin

Low

46

Phynylhydrazine

High

47

Phytomendadione (vitamin K1)

Low

39

Pracetamol (acetaminophen)

Low

48

Primaquine

High

49

Probenecid

High

50

Procainamide

Low

51

Proguanil (chlorguanidine)

Low

52

Pyramethamine

Low

53

Quinidine

Low

54

Quinine

Low

55

Stibophen

High

56

Streptomycin

Low

57

Sulfacetamind

High

58

Sulfacytine

Low

59

Sulfadiazine

Low

60

Sulfadimindine

High

61

Sulfafurazole (Sulfafurazone, Sulfisoxazole)

High

62

Sulfaguanidine

Low

63

Sulfamerazine

Low

64

Sulfamethoxazole

High

66

Sulfamethoxazole

High

65

Sulfamethoxypyridazine

Low

67

Sulfapyridine

High

68

Sulfasalazine, Salazosulfapyridine (Salazopyrin)

High

69

Thiazosulfone (Thiazolesulfone)

High

70

Tiaprofenic Acid

Low

71

Tolonium Chloride, Tolonium Chloride (Toluidine Blue)

High

72

Trihexyphynidyl (Benzhexol)

Low

73

Trimethoprim

Low

74

Trinitrotoluene (2,4,6- Trinitrotoluene)

High

75

Tripelennamine

Low


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 10:43  توسط سبحان ضرغامی  | 

روان‌گردان به دسته‌ای از مواد طبیعی یا ساختگی گفته می‌شود که با تأثیری که بر مغز و سلسله اعصاب انسان می‌گذارند وی را از حالت طبیعی خارج می‌کنند. اثر اصلی این مواد تغییر دادنشناخت و ادراک فرد است. نام دیگر این مواد توهم زا است. معروف ترین ماده از این دسته ال اس دی است.

معیار هالیستر برای شناخت ماده روانگردان به شکل زیر است:

۱- نسبت به بقیه اثرات دارو، تفاوت در نوع بینش و فکر باید آشکار و غالب باشد

۲- از لحاظ فکری و حافظه اثر حداقلی داشته باشد

۳- بیحسی، گیجی، بیحالی، و یا انگیزش بیش از حد نباید اثر اصلی باشد

۴- اثرات جانبی خود به خود روی سیستم اعصاب باید حداقلی باشد

۵- هیچگونه وابستگی ایجاد نکنند

بر حسب شرایط البته تمام مواد از این شرایط پیروی نمیکنند و حتی ممکن است یک دارو اثرات متفاوتی روی یک فرد ثابت داشته باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 0:25  توسط سبحان ضرغامی  | 

قرص ها و داروهای روانگردان

Share

اعتياد به قرص و داروهاي روان گردان و شيميايي از زماني شروع شد كه از اين داروها به عنوان داروي ترك يا درمان اعتياد به مواد مخدر سنتي نظير ترياك و همچنين هرويين استفاده شد. در گذشته مواد مخدري كه توسط معتادان مصرف مي شد ، ترياك ، شيره ترياك و در نهايت هرويين بود. اما با ورود قرص‌ها و داروهاي شيميايي و روان گردان به عنوان داروي ترك اعتياد ، اعتياد جديدي تحت عنوان اعتياد به قرص و داروهاي شيميايي و روان گردان پا به عرصه وجود گذاشت كه يكي از مخرب ترين انواع اعتياد به شمار مي رود و اعتياد به آن به مراتب وخيم تر و مخرب تر از اعتياد به هرويين و ترياك است. 
مصرف كنندگان اين داروها به منظور ترك يا درمان اعتياد ، مصرف اين داروها را خودسرانه و يا به تجويز متخصصان ترك اعتياد شروع كرد‌ه‌اند و پس از مدتي به مصرف آن ها معتاد شده‌اند. اكثر اين افراد دوباره به مصرف مواد مخدر اوليه خود روي مي آورند در حاليكه اعتياد به قرص نيز به آن اضافه شده است . بعضي از مصرف كنندگان قرص در روز بيش از 300 عدد قرص مصرف مي كنند كه تخريب آن بسيار وحشتناك و در نهايت به اغتشاش شعور و معمولا َ خودكشي منتهي مي شود. بررسي سير تاريخي داروهاي ترك اعتياد كه توسط بعضي از متخصصين تجويز مي شده است ، نشان مي دهد كه اين داروها نه تنها كمكي به حل مسئله درمان اعتياد نكرده اند بلكه باعث حاد شدن قضيه نيز شده است و هر بار با ورود دارويي جديد به عرصه داروهاي ترك اعتياد ، در واقع ماده مخدر جديد و خطرناكي به جمع مواد مخدر و اعتياد آور اضافه شده است . 
جهت آشنايي با مهمترين اين داروها ، به اسامي بعضي از آن ها به اختصاراشاره مي شود. 
داروهايي كه در حال حاضر بيشترين سوء مصرف را دارند و اعتياد به آن ها نسبتاَ زياد است را مي توانيم به سه دسته كلي تقسيم كنيم . 

1- بنزوديازپين‌ها 
2- باربيتورات‌ها 
3- ضد افسردگي‌هاي سه حلقه‌اي 

خانواده بنزوديازپين ها شامل: ديازپام ، لورازپام ، اگزازپام ، پرازپام ، هالازپام ، آلپرازولام ، فلورازپام ، تمازپام ، كلونازپام و كلروديازپوكسايد . 

باربيتورات ها شامل: پنتو باربيتال ، آموباربيتال ، سكوباربيتال و فنوباربيتال. 

ضد افسردگي‌هاي سه حلقه‌اي شامل: ايمي‌پرامين ، آمي‌تريپ‌تيلين ، نورتريپ‌تيلين ، پروتريپ‌تيلين ، تري ميپرامين ، و دزي‌پرامين مي‌باشند. 

داروهاي ديگري نيز از دسته پروپانديول‌ها نظير متروبامات و تايبامات و همچنين آنتي‌هيستامين ها مانند ديفن هيدرامين ، هيدروكسي‌زين ، دوكسي‌لامين و پيريلامين نيز وجود دارند. 
در اين ميان داروهايي چون ديفنوكسيلات ، ترامادول و كلونيدين نيز براي ترك اعتياد مصرف زيادي دارند. 
نكته مهم اين كه هر كدام از اين داروها در علم پزشكي و تجويز آن‌ها توسط پزشكان محترم براي بيماري‌هاي خارج از حوزه اعتياد به مواد مخدر ، كارايي خاص خود را داشته و در استفاده صحيح آن ها طبق نسخه پزشك هيچ شكي نيست . آنچه كه مدنظر ماست سوءمصرف اين داروها و مصرف خودسرانه به منظور ترك اعتياد و اعتياد به مصرف آن ها در كنار مصرف ساير مواد مخدراست. 
يك مصرف كننده قرص كه انواع مختلفي از داروها را در تعداد زياد مصرف مي كند ، به عنوان مثال تعدادي قرص از خانواده بنزوديازپين‌ها به همراه تعدادي ديفنوكسيلات و غيره مصرف مي كند ، راهنمايان كنگره 60 اجازه تغيير در برنامه مصرف او را ندارند. 


ممكن است راهنما با اثرات اين داروها تا اندازه اي آشنا باشد اما بايد بدانيم كه هريك از اين داروها به تنهايي و جداگانه ، آن هم در دوزاژ مشخص داراي اثرات تعريف شده و شناخته شده‌اي مي‌باشد. اما زماني كه شخص خودسرانه مقادير بالايي از يك نوع دارو را مصرف مي كند ، به نسبت بالا رفتن دوز يا مقدار مصرف ، اثرات آن دارو تغيير مي كند. معمولاً مصرف كنندگان قرص در اندازه و مقداري مصرف مي كنند كه شايد در هيچ مرجعي به اثرات آن اشاره نشده باشد. به عنوان مثال حداكثر دوز مجاز ديفنوكسيلات در روز 15 ميلي گرم مي‌تواند باشد كه اثرات و عوارض آن مشخص شده است. اما زماني كه شخصي به ميزان 200 يا 300 يا حتي 400 ميلي گرم ديفنوكسيلات مصرف مي كند ، اثرات آن كاملاً ناشناخته است. خدا مي‌داند چه عوارضي در شخص به وجود مي‌آيد . حال در نظر بگيريد كه فردي تعداد زيادي ديفنوكسيلات را به همراه تعدادي ديازپام و تعدادي ترامادول و تعدادي آمي‌تريپ‌تيلين و غيره مصرف مي كند . در اينجا عوارض به وجود آمده ، نه عوارض ديفنوكسيلات است و نه عوارض ديازپام و نه عوارض آمي‌تريپ‌تيلين . بلكه نتيجه سومي است كه از تركيب اين داروها به وجود آمده و كاملاً ناشناخته و عجيب و غريب است. ممكن است در اين حالت ، راهنما با توجه به اطلاعات و تجربيات خود ، مقدار مصرف اين داروها را كم و زياد و يا تغيير دهد و يا بخواهد دارويي را حذف كند . كنگره 60 معتقد است آز آنجايي كه راهنما پزشك نيست به هيچ وجه اجازه تجويز دارو و همينطور تغيير اين داروها يا جابجايي آنها را ندارد. 
بايد در نظر گرفت شخص مورد نظر نردبان بلند و خطرناكي را بالا رفته و خود را در وضعيتي خطرناك و بحراني قرار داده است.در اين حالت هرگونه حركت اشتباهي از سوي راهنما ممكن است عواقب بدي را به همراه داشته باشد. به همين دليل كنگره 60 قوياً اعلام مي كند راهنما اجازه چنين دخالتي را ندارد. 
در اين وضعيت راهنما فقط مي تواند شخص مورد نظر را آرام آرام از نردباني كه بالا رفته پايين آورد. يعني راهنما مي‌تواند به آرامي در پله‌هاي يك هفته تا 21 روز و مطابق با اصول روش درمان تدريجي و كاهش پله‌اي مصرف ، مقدار مصرف او را همانگونه كه هست كاهش دهد نه اينكه بخواهد آن‌ها را با داروهاي ديگري عوض كند و يا بگويد اين را بخور و اين يكي را نخور. خير، فقط مجاز است مقدار قرص‌ها را كاهش دهد تا جايي كه به صفر برسد.

 

داروهای مخدر



شايان ذكر است با توجه به اثرات مخرب داروهاي روان‌گردان ، كاهش مقدار آنها بايستي با احتياط و دقت بيشتري نسبت به مواد مخدري چون ترياك صورت گيرد. ممكن است در اين اثنا شخص دارويي را به تجويز پزشك و براي بيماري خاصي مثل ناراحتي قلبي ، در كنار ساير قرص‌ها و مواد مصرفي خود مصرف كند ، راهنمايان كنگره 60 در مورد اين دسنه از داروها نيز كه براي بيماري خاصي از سوي پزشك تجويز شده است ، حق كوچكترين دخالتي را ندارند. در اينجا بيمار مي‌داند و پزشك خود كه هر طور صلاح مي دانند عمل كنند. راهنمايان كنگره 60 فقط اجازه تيپر يا كاهش قرص‌ها و يا داروهايي را دارند كه شخص خودسرانه مصرف كرده و مي‌كند. 
اگر شخصي فقط مصرف قرص و دارو داشته باشد به تدريج و با توجه به خطوط قرمزي كه توضيح داده شد ‌مي‌تواند مصرف شخص را كاهش داده و به صفر برساند. 
اگر شخصي قرص و دارو به همراه مواد مخدري چون هرويين ترياك و يا شيره ترياك مصرف مي كند ، اولويت اول در كاهش قرص و دارو مي باشد. 

ترياك و قرص : اولويت اول كاهش و حذف قرص ، اولويت دوم كاهش و قطع ترياك. 
هرويين و قرص : اولويت اول حذف هرويين و جايگزيني آن با ترياك ، اولويت دوم كاهش و حذف قرص‌ها و اولويت سوم كاهش و قطع ترياك. 

از آنجاييكه هرويين هاي امروزي بيش از 90% درصد تركيبات آن قرص و داروهاي شيميايي و روان گردان مي باشد ، لذا مصرف هرويين با قرص سازگاري بيشتري نسبت مصرف همزمان ترياك و قرص دارد. ممكن است تصور شود كه جايگزيني ترياك با هرويين براي شخصي كه هرويين به همراه قرص مصرف مي‌كند خطرناك باشد و يا عوارض جديدي را به وجود آورد ، از آنجايي كه در كنگره 60 كسي نمي‌تواند با مصرف هرويين سفر اول خود را ادامه دهد ، بايد مصرف هرويين قطع شود. از سوي ديگر، ترياك تركيبي از آلكالوييدهاي قدرتمند دارويي با اثرات آرامبخش ، ضد درد ، ضد افسردگي ، خواب آور و در عين حال نشاط آور مي‌باشد كه نمي تواند براي شخص مورد نظر خطرناك باشد . نه تنها خطرناك نيست بلكه او را در وضعيت بهتري قرار مي‌دهد. جايگزيني ترياك به جاي هرويين ممكن است مختصر عوارضي را براي شخص به و جود آورد اما در كل حال او را بهتر مي‌كند. از آنجاييكه بعد از جايگزيني ترياك به جاي هرويين روند كاهش تدريجي قرص نيز آغاز مي شود ، لذا عوارض ناشي از مصرف قرص نيز روز به روز كمتر مي‌شود. مصرف ترياك همچنين باعث مي‌شود تا تحمل عوارض ناشي از كاهش مصرف قرص و داروها ، راحت و امكان پذير باشد. 
نكته مهم : از آنجاييكه مصرف قرص و داروهاي روان‌گردان اثرات بسيار مخربي روي سيستم اعصاب مركزي ، سيستم توليد كننده مواد شبه افيوني و ساير قسمت‌هاي جسم مي‌گذارد ، لذا قطع ناگهاني آن ها و يا كاهش آن ها بيش از مقدار 20% درصد در هر پله ، مي‌تواند خطرناك باشد. در بسياري از مراكزي كه مصرف كنندگان مواد مخدر يا معتادان را به صورت شبانه روزي نگهداري مي كنند ، ديده شده است كه مصرف كنندگان قرص با قطع ناگهاني مصرف قرص و يا عدم دسترسي به قرص دچار اغتشاش شعور در حد بالا و همچنن دست به خودكشي زده‌اند. مصرف قرص و داروهاي روان گردان باعث ايجاد توهماتي مي‌شود كه ممكن است بر اثر آن شخص صداهاي عجيب و غريب و يا تصاوير عجيب و غريب را ببيند كه البته براي او كاملاً واقعي است و در نتيجه درك صحيحي از مكان و زمان و اطرافيان نداشته باشد كه لازم است راهنما در برخورد با اين افراد ، مد نظر داشته باشد. البته اين عوارض براي كساني است كه مصرف قرص در مقدار زياد و به مدت طولاني داشته‌اند و كساني كه مصرف قرص در مقداركم و مدت كم دارند و يا داشته‌اند معمولاَ دچار اين حالات نمي‌شوند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 0:21  توسط سبحان ضرغامی  |